تبلیغات
ی رهگذر - مطالب ابر عشق
 
ی رهگذر
جانم فدای رهبرم
دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
وقتی پی.ام میده 
ذوق میكنی 
وقتی میبینیش كه ... 
دیگه نگو و نپرس 
وقتی باهاش حرف میزنی هول میشی و دست و پات و گم میکنی خنگ میشی و همه چیو یادت میره!
حاظری واسه بودنش همه زندگیتم تغیر بدی ... 
اسمِ این حسِ لعنتی چیه ؟!




نوع مطلب :
برچسب ها : حس، عشق، ذوق، گیج شدن،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 دی 1395 :: نویسنده : سعید حاجیلو   

√√√√ بخووون ارزش هزار لایک داشت√√√√

من       نه    ✖دوســـــــت✖   میخوام

نه ✖داداشی✖

نه ✖آبجی✖

نه ✖just friend✖

نه هیچ کوفت و زهره مار دیگه↪

کی کیو گول میزنه؟!

میگی...          داداشمی              آبجیمی، 

در روز یکبار حالمو نمی پرسی!!!

میگی دوستمی ولی وقتی چشام خیسه

 [یه کلمه] نمیگی چته؟!

بابا بــــــــَـــــس کنید♣

چرا هر کی میفهمه دوسش داری✖

 فکر میکنه خبریه؟!

چرا هر کی رو 

فراموش میکنی✖

 تازه میفهمه دوستت داشته؟!▶

چرا میگی بی حسی ولی وقتی تو آغوشته میگی عاشقشی؟!

چرا یکی بهت بد میکنه فکر میکنی [هـــــــــمه] دشمنن؟


آره رفیق حرفام "سنـــــگـیــــــــنه"...

تو گوشت نمیــــــــــره!!!

بگیر تخت بخواب!!


عشق امروزى یعنى تنهایى➡

عشق یعنى پول و تیپ و زبون بازى⬇

عشق یعنی آهن پرستی و مانکن پرستی ✖

یه موقع هایی میبینم تنهایی

                         به خیلی بودنای امروز
                                                                           ☑می ارزه...

بی احساس نیستم ◀ فقط فهمیدم حسم برای کسی مهم نیست ...




نوع مطلب :
برچسب ها : ابجی، داداش، just friendTعشق، حرفای سنگین، دوستداشتن، عشق،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1395 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
ماجرا خیلی ساده بود

من فقط رفتم تا عطر بخرم

آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد.

هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت..

ce parfum est costume pour vous

یعنی این عطر خیلی به شما می آید!

بو کردم و دیدم بله همان قبلی ست.

گفتم نه

اشتباه میکنید

این عطر اصلا به من نمی آید!

لطفا عوضش کنید.

شیرین باشد و خنک!

با تعجب رفت و عطر دیگری آورد و بدون اینکه بو کنم گفتم همین خوب است.

موقع رفتن گفت ببخشید:

اما سلیقه ی همراهتون بهتر بود، عطر قبلی رو میگم.

خندیدم و زدم بیرون.

درست میگفت بنده ی خدا...

اما آن عطر قبلی به من نه! به تو می آمد.

به تو می آمد وقتی سرت را روی سینه ام ول میکردی و....

اصلا ولش کن

من فقط آمده بودم این عطر را عوض کنم.

مثل چند روز قبل که مدل موهایم را عوض کردم!

یا هفته ی پیش که نحوه ی خندیدنم را!

یا ماه قبل که طرز نگاه کردنم را!

من همه ی چیزهایی که دلت را میبرد، همه ی آن چیزهایی که به تو می آمد را عوض کردم.

شاید فردا نوبت خانه و پس فردا شهرم...

نمیدانم

اما بگو ببینم تو قرار است تا کی همراهم باشی؟!

کم کم دارم خودم را هم عوض میکنم..

تو چرا نمیروی از من!؟

هیچ فکر کردی که میتوانستم بروم از یک عطر فروشی دیگر عطر بخرم؟!

اصلا چرا رفتم اینجا هر چند میدانستم من را میشناسد و امکان دارد این حرف ها بزند.

هر چند میدانستم اما رفتم

میدانی.... .

خودزنی فقط این نیست که

چاقو برداری و بیفتی به جانت

یا خودت را به در دیوار بزنی

یا چه میدانم

با سر بروی توی شیشه!

گاهی گوش دادن یک آهنگ

پیاده روی در یک خیابان

یا همین ماجرای ساده ی خریدن عطر

از خودزنی هم خود زنی تر است... .

تو چرا نمیروی از من؟! .

چیزهایی هست که نمی دانی/

#علی_سلطانی




نوع مطلب :
برچسب ها : عطر، رفتن، سرت، ماجرای ساده، کست در عشق، عشق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 آذر 1395 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…

هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …

هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…

و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند

آن دو را از هم دور کند !

محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…

اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…




نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، اعتماد، عشق و اعتماد، قلب،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 مهر 1395 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
                                                           
تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج}
1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم  
                                                                               
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
 
2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[1] عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ[2] عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟
 
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست  
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست 
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.
 
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
 
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود       
 
6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد
 
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
 
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
در نگنجد عشق در گفت و شنید 
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید




نوع مطلب :
برچسب ها : عشق یاهوس، فرق عشق و هوس، عشق، هوس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 فروردین 1395 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
از دیوانه ای پرسیدند : چه كسی را بیشتر دوست داری ؟ 

دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را 

گفتند : عشقت كیست؟ 

گفت:عشقی ندارم! 

خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه كارهاكنی؟ 

گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیكنم ، خیانت نمیكنم ، دور نمیزنم ، 

وعده سرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ، 

میپرستمش ، بی وفایی نمیكنم با او مهربان خواهم بود ، برایش 

فداكاری خواهم كر د،ناراحت و نگرانش نمیكنم ، غمخوارش میشوم 

گفتند : ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی كرد ، 

اگربی وفابود ، اگر تركت كرد چه ؟ 

اشك بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود كه من “دیوانه” نمیشدم ..




نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، دیوانه، محبت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 اسفند 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
نام = مرده ﻣﺘﺤﺮﻙ 

     نام خانوادگی = تنها  

  ﻣــــــﺦ = ردی 

  ﺟــــــﯿﺐ =......سوال بعدلطفا 

   ﺍﻋﺼـــﺎﺏ = داغــــــووون 

   ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ = ﺟﺎﻧـــــم...!!؟؟ 

  ﺩﻝ = ﺗﻨـــﮓ 

    ﻏﻢ = تــا دلت بخــواد  

  ﺷﺎﺩﯼ = معنی این رو نمیدونم 

  ﻣﺤﺒﺖ = رفـــت 

    ﻋﺸﻖ =هه   

   ﺭﻓﯿﻖ = کـــــوو؟؟؟؟  

   ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ = چی نمیشنوم تكرار كن...  

  خیانت = ظرفیت پشتم تکمیل شده از جلو خنجــر میزنن 

  ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ؟؟ = دردامو اگــه بشنوی خودت برام آرزو مـــــــرگ میکــــنی  

  آرزو = ﻣﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺭﺭﮔﮕﮕﮓ          

      نقطه سر قبرツ "   





نوع مطلب :
برچسب ها : مطالب عاشقانه، شکست عشقی، تنها، عشق، انسانیت، مرگ،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 بهمن 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
آری سهراب!!!!!
توراست میگویی!!!!
آسمان مال من است...
پنجره . . .
عشق . . ....
زمین . . .
دوست . . .
هوا . . .
مال من است!!!!
اماسهراب تو قضاوت كن...
بردل سنگ زمین،جای من است؟؟؟
من نمیدانم چرااین مردم، دانه های دلشان پیدا نیست؟؟؟؟!!!!
تو كجایی سهراب...؟؟؟؟
آب راگل كردند!!!
چشمها را بستند . . .
و چه بادل كردند!!!
صبركن ای سهراب...
گفته بودی قایقی خواهم ساخت..
خواهم انداخت به آب...
دور خواهم شد از این خاك غریب...
قایقت جادارد؟؟؟
من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم...




نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : سهراب سپهری، قایقی خواهم ساخت، هوا، عشق، پنجره،
لینک های مرتبط :


جمعه 16 بهمن 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
یك شبی مجنون نمـــــازش را شكست 

بی وضـــــــــــــو در كوچه لیلی نشست 

عشق آن شب مست مستش كرده بود 

فارغ از جام الستش كـــــــــــــــــرده بود

گفت یا رب از چه خوارم كــــــــــــرده ای 

بـــــــــــــــــر صلیب عشق دارم كرده ای 

خسته ام زین عشـــــــق دل خونم مكن 

مــــــــــــــــن كه مجنونم تو مجنونم نكن 

مــــــــــــــــــرد این بازیچه دیگر نیستم 

این تـــــــــــــو و لیلای تــــــو من نیستم

گفـــــــــــــت ای دیــــــــوانه لیلایت منم 

در رگت پیــــــــــــــــدا و پنهانــــــت منم 

ســـــــــــــــــــــالها با جور لیلا ساختی 

مـــــــــــــــــــن كنارت بودم و نشناختی 

عشــــــــــــــــــق لیلی در دلت انداختم

صــــــــــــد قمار عشـــــــق یكجا باختم

كــــــــردمت آواره صحــــــــــــــرا ، نشد

گفتم عاقل میشوی امـــــــــــــــــا نشد

سوختم در حســـــــــــــــــرت یك یاریت

غــــــــــــیر لیلا بــــــــــــــر نیامد از لبت

روز و شـــــــــــــب او را صدا كردی ولی

دیـــــــدم امشب با منـــــــی گفتم بلی

مطمئن بـــــــــودم به من ســـــر میزنی

بر حــــــــــــــــــریم خانه ام در می زنی

حال ، ایــــــن لیلا كه خوارت كـــرده بود

درس عشقش بـــــــــی قرارت كرده بود 

مـــــــــــــرد راهش باش تا شاهت كنم

صد چـــــــــو لیلی كشته در راهت كنم




نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها : یک شبی، مجنون، نماز، بی وضو، لیلا، عشق، مست،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 بهمن 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
این پستم تقدیم به همه پسرا ➣

ﭼﯿـﻪ؟؟؟؟
ﻓﮑــﺮ ﻣﯿﮑــنۍ ﺧﺴــــﺘـــﻪ ﻧــﺸـﺪڹ؟
ﻫﻤﯿﺸـــﻪ ﺑﻪ ﯾـﻪ ﺗﯿﮑــﻪ ﺁﻫـــﻦ ﻓـــﺮﻭﺧـﺘـــﻪ ﺷـــﺪﻥ
ﻭﻗﺘـﯽ ﭘﻮﻟﯽ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺸﻮﻥ ﻧﺒــﻮﺩ محل هم بهشون ﻧـﺬﺍﺷــﺘـــــڹ ...
ﺍﺯ ﺑــﯽ ﮐـﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺑـﯽ ﭘـﻮﻟـــﯽ ﺗــﻔﺮﯾـﺤـﺸــــﻮﻥ ﯾـﻪ ﺩﻭﻧــﻪﺳﯿــﮕـﺎﺭﻩ ﻭ ﮔـﺎﻫــﯽ ﻣـﺸـــﺮﻭﺏ ﺍﻭﻧـﻢ ﺑﺎ ﺗـﺮﺱ ﻭ ﻟـﺮﺯ ...
ﺭﻭ ﻫـﺮﮐــﯽ ﺩﺳــت ﮔـــﺬﺍﺷـﺘــﻦ ﯾـﺎ ﯾـﻪ ﺑﭽـــﻪ ﻣﺎﯾـﻪ ﺩﺍﺭ اﺯﺵ ﮔــﺮﻓـﺘــﻨــﺶ
ﯾﺎ ﯾﮑــﯽ ﺍﻭﻣــﺪ ﺍﺯ ﮔـــﺬﺷــﺘــﻪ ﯼ ننگیڹ ﻃــﺮف وﺍﺳـــﺸـــﻮﻥ ﺗـــﻌﺮﯾـف ﮐـــﺮﺩ ...
ﺑـﺨـــﺪﺍ ﺑﺪﺟــﻮﺭ ﮐـﻢ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻣــﺎ ﻏـــﺮﻭﺭ ﻣــﺮﺩﻭﻧـﺸـونﺑﻬﺸـــﻮﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤـﯿﺪﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﺟﺎﺭ ﺑـﺰﻧــﻦ
همیشه هم آدم بده میشن!! ﮔـﺎﻫــﯽ ﺑﺎﯾــﺪ ﮔـــﻔت : ﻣﯿﻢ ﻣﺜـﻞ ﻣـــ ـــﺮﺩ...





نوع مطلب :
برچسب ها : خسته، پول، بی کاری، تفریح، عشق، میم مثل مرد، غرور،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

به نام خدایی که جان افرید /سخن گفتن اندر زبان افرید
سلام دوستان اسم من سعید حاجیلو و اهل همدانم دوست دارم که همه باهم در این وبلاگ دوست باشیم

یا علی گفتیم و عشق اغاز شد



مدیر وبلاگ : سعید حاجیلو
نویسندگان
نظرسنجی
ازکارکرد وبلاگ راضی هستید







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مرجع کد آهنگ برای وبلاگ
---------------------------------------------------------------------------------------------------------- دریافت کد صلوات شمار
******************************************************** ____________________________________________________ A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!