تبلیغات
ی رهگذر - مطالب ابر عاشقی
 
ی رهگذر
جانم فدای رهبرم
پنجشنبه 9 مهر 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   

تلخه اما بخونیدش !!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزی استاد شهریار نامه ای از ثریا(معشوقه استاد ) دریافت كرد كه روی

پاكت یا داخل آن نشانی از فرستنده اش نبود....

و در نامه نوشته شده بود:

عكست را در مجله ای دیدم خیلی شكسته شده ای، سخت متاثر شدم. 

گفتم: این همان شهریار است؟ این قیافه ی نجیب و دوست داشتنی 

دانشجوی چهل سال پیش مدرسه دار الفنون است؟ نه من خواب می بینم. 

سخت اشك ریختم....

و روز بعد استاد پاسخ نامه دوست جوانیش را كه پری خطاب می كرد 

چنین سرود:

“پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب
دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری

پیل ماه و سال را پهلو نمی كردم تهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری

هر كتاب تازه ای كز ناز داری خود بخوان
من حریفی كهنه ام درسم روان است ای پری

یاد ایامی كه دل ها بود لبریز امید
آن اوان هم عمر بود این هم اوان است ای پری

روح سهراب جوان از آسمان ها هم گذشت
نوشدارویش، هنوز از پی دوان است ای پری"




نوع مطلب :
برچسب ها : استاد شهریار، عاشقی،
لینک های مرتبط :


شنبه 3 مرداد 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
من چوب عاشقیمو خوردم!!!
اما...
تو چوب اون بالا سری رو میخوری که میگن صدا نداره...!
مطمئن باش...!!!!
حرومت باشه نگاه هام...
حرومت باشه اون نفس هات...
حرومت باشه دلتنگیام...
حرومت باشه اون دستایی که بعد من تو دستات میگیری...
حرومت باشه این زندگی...
"دل شکستن" تاوان سنگینی داره...!!
پس حرومت باشه خنده هات...
وقتی من با فکر تو تا صبح بیدارم و تو غرق در خوابی؛
پس حرومت باشه خوابت...
وقتی من در حسرت یه نگاهتم، ولی نگاه تو جای دیگه ست؛
پس حرومت باشه اون نگاهت...
حرومت باشه اون "دوستت دارم" هایی که از ته دل بهت می گفتم...
میگم چون دلم ازت خیلی پره!!!!!!!!
وقتی من بی تابم؛ اما تو شادی...
پس حرومت باشه این شادی...
وقتی دنیایی که باتو ساخته بودمو رو سرم خراب کردی...
پس حرومت باشه این دنیا...
وقتی من اشک میریزم و تو میخندی...
تو حرمت ها رو شکستی...!!
ولی من به حرمت روزایی که داشتیم، به حرمت "دوست دارم" هایی که بهت گفتم، به حرمت مقدس بودن √عشق√ نفرینت نمیکنم!!!
اما نه...!
عشقی که با من چنین کرد؛ نمیتونه مقدس باشه....




نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، عاشقی، حرومت، لبخند، دستات، دل شکستن، خنده هات،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 خرداد 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
                                                                         
  چی بگم از كجا بگم؟

دردمو با كیا بگم؟

بهتره كه دم نزنم!

حرفی از عشقم نزنم!

از عشقی كه گم شد و رفت...

عاشق مردم شد و رفت...

عشقی كه بی فروغ نبود...

برای من دروغ نبود....

 

  سكوت خطرناكتر از حرفهای نیش دار است...كسی كه سكوت میكند روزی حرفهایش را به

سرنوشت شما خواهد گفت...!!!!!

 

  "حوا" كه باشی بعضی ها "هوا" برشون میداره كه "آدمند"!!!!!!



  ما همیشه صداهای بلند را میشنویم ،پر رنگ ها را میبینیم،سخت ها را میخواهیم،غافل از اینكه


خوبها آسان میآیند،بی رنگ می مانند و بی صدا میروند...


 

  زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد،باوفاترین دوست به مرو زمان بی وفا شد،این پرپر

شدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است...

 

  زندگی تابلو نقاشی و شما خود،نقاش آن هستید...

 

  به همه عشق بورز،به تعداد كمی اعتماد كن،و به هیچكس بدی نكن...



 گیرم بازم بیایو از عاشقی بخونی

گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود

منو به كی فروختی اون از ما بهترون بود

میای بیا ولی حیف، حیف دیگه خیلی دیره

حالا كه خاطرات یكی یكی میمیره

كی گفته بود كه تنهام وقتی تورو ندارم

بازم میگی بدونی منم خدایی دارم...

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی

غرورتم شكستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن به چیت داری مینازی؟؟؟!!!!!!




نوع مطلب :
برچسب ها : غرور، دنیا، عاشقی، هوا، حوا، گل،
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
بگو ببینم عاشقی؟
-من؟ آنقدر كودكی دارم كه حتی با خجالت پرواز پروانه ها را نگاه میكنم...!
-یعنی تا به حال عاشق نشده ای؟
-هرگز.اصلا عاشق كیست وعشق چیست؟

-عشق یعنی با دیدن چیزی یا كسی دلت فرو بریزد آنقدر كه حس كنی پروانه شده ای...!
-آه... چه حس قریبی! اما چرا یادم آمد روزی در دامنه كوهی نشته بودم كه نسیم گلبرگی را روی شانه هایم نشاند و من از آن روز همان حسی را كه میگویی تجربه كردم!
-اما...!؟ این كه گفتی عشق نیست...

-چرا هست! آن گلبرگ زیبا از اصلش جدا شده و مرا انتخاب كرده بود... عشقی بالاتر از این؟
-اما این فقط یك خیال بچه گانه است.
-میخواهد هرچه باشد/اما برای من زیباترین عشق است...




نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقی، عاشق، عشق، عشق یعنی،
لینک های مرتبط :


جمعه 23 آبان 1393 :: نویسنده : سعید حاجیلو   

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است كه هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور 

به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور 

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری 

كه سراغش ز غزلهای خودم می گیری 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم 

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم 

به تبسم ، به تكلم ، به دلارایی تو 

به خموشی ، به تماشا ، به شكیبایی تو 

به نفس های تو در سایه سنگین سكوت 

به سخنهای تو با لهجه شیرین سكوت 

شبحی چند شب است آفت جانم شده است 

اول اسم كسی ورد زبانم شده است 

در من انگار كسی در پی انكار من است 

یك نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است 

یك نفر ساده ، چنان ساده كه از سادگی اش 

می شود یك شبه پی برد به دلدادگی اش


آه ای خواب گران سنگ سبكبار شده 

بر سر روح من افتاده و آوار شده 

در من انگار كسی در پی انكار من است 

یك نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یك نفر سبز ، چنان سبز كه از سرسبزیش 

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش 

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است 

اول اسم كسی ورد زبانم شده است 

آی بی رنگ تر از آینه یك لحظه بایست 

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟ 

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست 

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یكیست؟ 

حتم دارم كه تویی آن شبح آینه پوش 

عاشقی جرم قشنگی ست به انكار مكوش 

آری آن سایه كه شب آفت جانم شده بود 

آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود 

اینك از پشت دل آینه پیدا شده است 

و تماشاگه این خیل تماشا شده است 

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی 

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی




نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقی، جرم، الفبا،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 آبان 1393 :: نویسنده : سعید حاجیلو   
آقا اجازه! دست خودم نیست خسته ام؛
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام؛
یعنی نمی شود كه ببینم سحر رسید؟
درس غریب "غیبت كبریٰ" به سر رسید؟
آقا اجازه! بغض گرفته گلویمان 
آنقدر رد شدیم كه رفت آبرویمان
استادعشق! صاحب عالم! گل بهشت!
باید كه مشق نام تو را تا ابد نوشت!

"اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِّكَ الفَرَج 
آخرین جمعه ی سال قمری هم بدون صاحب الزمان در حال سپری شدن است... ان شاء الله این محرم چشممون به جمال آقا روشن بشه التماس دعا ●
بوی پیراهن خونین كسی چه عجیب در هوا پیچیده هوا؛ هوای حسین است و عاشقی




نوع مطلب :
برچسب ها : امام حسین، عاشقی، سحر، غیبت کبری، ابرو،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

به نام خدایی که جان افرید /سخن گفتن اندر زبان افرید
سلام دوستان اسم من سعید حاجیلو و اهل همدانم دوست دارم که همه باهم در این وبلاگ دوست باشیم

یا علی گفتیم و عشق اغاز شد



مدیر وبلاگ : سعید حاجیلو
نویسندگان
نظرسنجی
ازکارکرد وبلاگ راضی هستید







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

مرجع کد آهنگ برای وبلاگ
---------------------------------------------------------------------------------------------------------- دریافت کد صلوات شمار
******************************************************** ____________________________________________________ A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!